تبليغاتX
.......FrèéS!GnãL.......
روشنایی بر من تابید و من تاریک ماندم

هنگام تاریکی چشمکی زد و دیگر روشنایی ندیدم

+ نوشته شده در شنبه 1 دی1386ساعت 21 توسط FreeSignal |

صدای خشکیده او

پرده ی گوشم را می خراشید

و تنها صدای خفیفی به من گفت

زندگی با من اینگونه کرد

+ نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 22 توسط FreeSignal |

همه به دنبالش میگردند اما آن را نمیابند

نمیدانند که آن در دستانشان سکنی گزیده است

+ نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 22 توسط FreeSignal |

آهسته گام بردار

تا زیبایی زمین را احساس کنی

+ نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386ساعت 16 توسط FreeSignal |